محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

351

مناقب مرتضوى ( فارسي )

مثنوى : سوار دين پسر عمّ پيمبر * شجاع شرع و صاحب حوض كوثر ز جودش ابر دريا پرتوى بود * به چشمش عالم پر زر جوى بود نه هرگز آرزوى سيم و زر داشت * نه هرگز سوى سيم و زر نظر داشت چنان در راه معنى سرخ‌رو بود * كه سيم و زر به چشمش خاك كو بود تو اى زر ، زرد گرد از نااميدى * تو نيز اى سيم مىكش اين سپيدى چو دنيا آتش و او شير بوده * از اين معنى ز دنيا سير بوده اگرچه كم نشيند گرسنه شير * نخورد او نانِ دنيا يك شكم سير از آن جستى به دنيا فقر و فاقه * كه دنيا بود پيشش سه طلاقه لمؤلفه 6663224 خ 0 3 خ : در كتاب شاهد قدسى اين چند بيت در مثنوى در مذمت دنيا گويد ، به حكم : « حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة و ترك الدّنيا رأس كلّ عبادة 7663224 خ 0 4 خ » تركش ، پيرايهء شاهد عبادتهاست و حبّش ، سرمايهء معصيت و خطا . لمؤلفه : هركه از دل ترك دنيا كرده است * جاى در فردوس اعلى كرده است هيچ مردى دل به اين بيوه نبست * هيچ نامردى از اين بيوه نرست جملهء مردان طلاقش گفته‌اند * ليك نامردان ما خوش خفته‌اند هركه او مردست خود سويش نديد * هيچگه 8663224 خ 0 5 خ بر آبرو رويش نديد آنكه نامرد است در دام وى است * مرغِ جانش سربه‌سر رام وى است چيست دنيا ساحر ديوانه‌اى 9663224 خ 0 6 خ * در پىِ او يك جهان آواره‌اى چيست دنيا معدن كذب و دروغ * شمع بزمش همچو دود بىفروغ چيست دنيا معدن 0763224 خ 0 7 خ حرص و هوس * طالبانش خوار مانند مگس چيست دنيا منزل ديوانه‌اى 1763224 خ 0 8 خ * سربه‌سر از مكر ، دام و دانه‌اى چيست دنيا مايهء ديوانگى * قرب او باشد ز حق بيگانگى 2763224 خ 0 9 خ چيست دنيا دشمن ديرينه‌اى * دشمن ديرينهء پر كينه‌اى 3763224 خ 0 10 خ چيست دنيا سربه‌سر خواب و خيال * حاصل دنيا و بال آمد و بال حاصل دنيا بوَد بىحاصلى * غافلانش غرق بحر عاقلى